خرید بک لینک

بسم الله

سخت ترین قسمت زندگی مردنش نیست

دوباره زنده شدنش است ...

عین هر روز صبح

هر روز صبح ...

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 21:50

بسم الله نمی توانم آنطور که می خواهم توضیحش بدهم ، آنطور که واقعا هست . حتی نمی توانم با دوربین موبایلم از هیچ زاویه یا فاصله ای قابش بگیرم آنطور که واقعا هست ! حدود ده ، ده و نیم هر روز صبح ، می توانم بنشینم و ساعت ها خیره اش بشوم و نگاهش کنم و هی نگاهش کنم . تو انگار کن شتاب زندگی وقتی به این صحنه می رسد مکث می کند ، آرام می شود ، چیزی در مرز سکون اما در جریانی دائمی و ناب و روحانی . نور در آر

برچسب: آرام, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 21:50

بسم الله

چه مظلومند مسلمانان میانمار ، صدایشان به هیچ جا نمی رسد . دور افتاده اند . جنگ بومی خاورمیانه است، حداقل آدم دستش به همسایه اش می رسد . آنها ولی نه، کسی را ندارند . می سوزند و آواره می شوند و دنیا بودائیان را آدم های صلح می خواند.

نفرین خدا به این همه دروغ که دارد گلوهایمان را می فشارد و خفه مان می کند ، نفرین به این همه دروغ ...

+ به جنگ عادت نکنیم ...

+ گویا جنگ بعدی جدایی طلبان اقلیم کردستان عراقند !

برچسب: بگذاری, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 16:52

بسم الله الان داشتم همشهری داستان می خواندم احمد اکبر پور نقل کرده بود از نیچه ما هنر را داریم تا از فرط واقعیت خفه نشویم . دیدم عه منم مثل نیچه ام ! با این تفاوت که به جای هنر که هیچ بارقه ای از آن در من نیست به تخیل پناه می برم تا خفه نشوم ! من اگر چه قصه بنویس خوبی نیستم ولی قصه ساز خوبی ام ! هر وقت احساس خفگی بهم دست می دهد چشم هایم را می بندم و یک داستان توی ذهنم خلق می کنم با تمام جزئیات د

برچسب: روایت,داستان,سازیم,قهرمانها,بکشند, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 7:39

باشد که سعادت واقعی را دریابیم ... :: واقعیتِ سوسک زده ... واقعیتِ سوسک زده ... و پرندهای در من از جَوِ زمین خارج میشود ... بایگانی ۱۲شهریور ۹۶/۰۶/۱۲ ۱ ۰ نظرات هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

برچسب: سعادت,واقعی,دریابیم, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 7:39

بسم الله

حدود ساعت سه شب گفتم پس به خاطرات دردناک خوش آمدی و ناگهان بزرگ شدم ، در خودم شکستم ولی از پا نیفتادم ، تلخ شدم، سخت شدم ، عمیق و زیاد ولی بزرگ هم شدم ، شدم دختری به سن و سال واقعی خودم ...


* تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخاستم / علی صالحی

برچسب: نخوابیدم,سالها,نخوابیدم, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 7:39

بسم الله جمعه را رفته بودم طرف بازار قدیم و اطراف امامزاده ، که خیلی این محل را دوست دارم ، انگار کن آدم دارد در بیست سی سال پیش راه می رود . کوچه ی باریکی که پر از مغازه ها و دست فروش هاست را رد می کردم یکهو دیدم ، یک گذر کوچکی را که بود باز کرده اند کل محوطه ی عقب کوچه باریکه را تخریب کرده اند همینطوری سرم را انداختم پائین و با شک و ترس رفتم طرفش که در حالت عادی هم این محوطه امنیت ندارد چه رسد

برچسب: بندگان,روزگار,همان,گونه,پیشینیان,گذشت,بقیه,بگذرد, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 3:19

بسم الله


همیشه می رسی

ولی به جایی دیگر ...


روبرتو خواروز



عکس؛ جایی در محله ی قدیمی بازار

برچسب: گزنده, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 3:19

بسم الله دید موسی یک شبانی را به راهکو همی گفت ای خدا و ای اله ...... ما برون را ننگریم و قال راما درون را بنگریم و حال را موسیا! آداب دانان دیگرندسوخته جان و روانان دیگرند - با هم راه افتادیم. من بودم و شبان. او می رفت چارق خدا را بدوزد، روغن و شیر برایش ببرد، موهایش را شانه کند. من می رفتم پابوس حضرت! - گفت: "حالا کدام حرم برویم؟" گفتم: "فرقی با هم ندارند. همه ی اولیای خدا یک نور واحدند." شب

برچسب: السلام,علیک,دوست,سیدی,آقای,مهربان, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 3:19

بسم الله

قرار بود به خاطر کشیدن خلخالی از پای زنی یهودی از غصه بمیریم ، امروز شصت نفر از شیعیان افغانستان دسته جمعی کشته می شوند و ما خم به ابرو نمی آوریم .

اینجا خاورمیانه است ؛ مظلوم ، مظلوم، مظلوم ...

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 3:19

بسم الله وضوی نماز صبحم را در ایوان می گیرم و این یعنی این شانس را دارم که هر بار سرم را بلند کنم و آسمان شگفت این ساعت را سیر کنم؛ آرام, استوار, پرابهت و البته ستاره باران ... میلیاردها سال از تاریخ این دنیا می گذرد , زمین هر دم دستخوش تغییری است و آسمان هم گر چه از چشم ما پنهان هر لحظه عوض می شود . ولی هزاران سال است که انسانها سر بلند کرده اند و آسمان را هر شب همینطور استوار و پابرجا دیده اند

برچسب: بلند,همیشه,آنجاست, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 3:19

بسم الله پارسال و شاید هم سال قبلش متنی نوشته بودم همین جا ، در ستایش « به درک » ! کلمه ای که عین ناکجاابادی ، یا حفره ای است که می توانی افکار بی سرانجام مزاحم را بهش عودت بدهی و از شرشان خلاص بشوی . دیشب بعد از خواندن یک متن انگیزشی فوق العاده و بعد از اینکه جرقه های کوچکی داشت در وجودم زده میشد ناگهان با کلمه « که چه ؟! » مواجه شدم و فهمیدم همان قدر که به درک کلمه ی کارساز و بدرد بخوری است ،

برچسب: ستایش«,درک»,تقبیح, نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 3:19

بسم الله

و جان آدم می شود عین یک جام و مالامال می شود از غم ، لب پر می کند ، سرازیر می شود ، و از چشم ها می ریزد بیرون ، بی وقفه جاری می شود ...

بعضی غم ها جنسشان خیلی فرق می کند ، از عمق می جوشند ، همین است که لایه های روح آدمی را می شکافند و اینطوری می ریزند بیرون ، اینطوری داغ از چشم ها چکه چکه می ریزند بیرون ...

خالص ترین نوع اشک ...

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 3:19

صفحه بندی